... برايت می گويم ... می گويم از محبت ... دوستی و عشق ... عشقی که باوراندنش به مردمان برای هر دوی ما کاريست بسی مشکل ...
عزيزم ...
به من بگو چگونه می توانيم به دوستان بفهمانيم والا بودن ارزش عشقمان را تا برهانيم يکديگر را از تمسخرها ... گوشه و کنايه ها و همه موانعی که راهمان را سد می کنند ...
چگونه می توانيم خواستار اين باشيم که تفاوت عشقمان از باقی درک کنند ...
ميدانم يکديگر را در اين راه ياری خواهيم رساند ... ولی آيا ممکن است؟! ...
فکر ميکنی آماده گی اش را دارند؟! ...
امیدوارم !!! ...
ولی عزیزم باز هم مهم نیست ! ...
مهم ماییم که باور داریم عشق ... روح و وجود یکدیگر را ... !
مهم ماییم که عشقمان را با منطق به وجود آوردیم ...
و مهم ماییم که می کوشیم برای پرورش دادنش ... !
پس ایمان داشته باش به این عشق پاک و فراموش کن هرآنچه را که در اطرافت تو را می آزارد ...
